responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 9  صفحه : 138
و نیز در الدر المنثور است که ابن منذر از عبد الرحمان بن ابى لیلى روایت کرده که گفت : از على (رضى الله عنه ) پرسیدم و عرض کردم : یا امیرالمومنین ! مرا خبر ده از اینکه رفتار ابى بکر و عمر در سهم شما از خمس چگونه بود؟ فرمود و اما ابو بکر در روزگار حکومتش خمسى در بیت المال نداشت . و اما عمر، او همواره از هر خمسى سهم ذى القربى را به من مى داد، حتى خمس شوش و جندیشاپور را که آوردند من نزد او بودم به من گفت : این سهم اهل بیت است از خمس و لیکن بعضى از مسلمانان احتیاج شدیدى دارند و گرفتارند، من گفتم : بله . عباس بن عبد المطلب از جاى جست و گفت : سهم ما را نباید به دیگرى بدهى ، من گفتم آیا ما از هر کس به مسلمانان مهربان تر نیستیم ؟ امیر المؤ منین (عمر) هم شفاعت کرد پس عمر خمس را گرفت و به خدا سوگند ما در عهد وى بعد از این جریان خمس را نگرفتیم . و در عهد عثمان به آن دست نیافتیم .
آنگاه على (علیه السلام ) شروع کرد به حرف زدن و فرمود: خداوند صدقه را بر رسول خود حرام کرد و در عوض آنچه حرام کرد، سهمى از خمس را برایش قرار داد و همچنین در میان همه مسلمین صدقه را تنها بر اهل بیت پیغمبرش حرام کرده و در عوض آنچه حرام کرده سهمى با رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) برایشان تعیین نمود.
و نیز مى نویسد ابن ابى حاتم از ابن عباس (رضى الله عنهما) روایت کرده که گفت : رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرمود: من آب چرکین دست مردم را براى شما (اهل بیت ) نپسندیدم ، چون یک پنجم خمس شما را بى نیاز مى کند، و براى شما بس است .
مؤ لف : اینکه فرمود: (( یک پنجم خمس )) مبنى بر این است که سهم اهل بیت تنها همان سهم ذى القربى باشد.
و نیز مى نویسد: ابن ابى شیبه از جبیر بن مطعم روایت کرده که گفت : رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) سهم ذى القربى را میان بنى هاشم و بنى عبد المطلب تقسیم کرد، آنگاه گفت : من و عثمان بن عفان به راه افتاده و شرفیاب حضورش شدیم و عرض کردیم : یا رسول الله ! اینها برادران تو هستند از بنى هاشم ، فضل آنها به جهت موقعیتى که خداوند از میان آنان به تو داده قابل انکار نیست ، آیا به برادران ما از بنى مطلب مى دهى و به ما نمى دهى ، با اینکه ما و ایشان از جهت خویشاوندى در یک رتبه هستیم ؟ فرمود: آنان در جاهلیت و هم در اسلام هرگز از ما جدا نبودند.
و نیز مى نویسد ابن مردویه از زید بن ارقم روایت کرده که گفت : آل محمد که خمس به ایشان مى رسد عبارتند از: آل على ، آل عباس ، آل جعفر و آل عقیل .
ترجمه تفسیر المیزان جلد 9 صفحه : ص : 139
مؤ لف : روایات در این باب از طریق شیعه و سنى زیاد است ، و آن روایاتى که عمل و رفتار رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) را حکایت مى کند، و از طرق عامه رسیده است از جهت مضمون مختلفند، مضمون بعضى از آنها این است که رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) خمس را به چهار سهم تقسیم مى کرده و در برخى دیگر این است که آن حضرت به پنج سهم تقسیم مى کرده است .
چیزى که هست اگر مسلم نباشد نزدیک به مسلم است که در این روایات یکى از سهام چهارگانه و یا پنجگانه مختص به قرابت رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) است ، و مقصود از ذى القربى در قرآن در آیه خمس هم ایشانند، و این مخالف با روایاتى است که از ائمه اهل بیت (علیهم السلام ) رسیده .
و نیز نزدیک به مسلم در این روایات است که رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) تا چندى که زنده بود خمس را میان دودمان عبد المطلب تقسیم مى کرد، و در زمان خلفاى سه گانه از ایشان منقطع گردید، و باز بعد از ایشان همچنان از ایشان بریده شد.
و باز از مسلمات این روایات است که خمس مختص به غنیمتهاى جنگى است ، و این نیز با روایات وارده از طرق ائمه اهل بیت (علیهم السلام ) مخالف است ، زیرا اهل سنت روایات خمس را در غنیمتهاى دیگرى که به حسب لغت غنیمت شمرده مى شود واجب نمى داند، و لیکن این روایات در آنها نیز واجب مى داند.
مطالبى که از نظر بحث تفسیرى باید در باره آیه مورد بحث گفته شود گفته شد، و البته در ذیل این آیه مباحث دیگرى از نظر کلام و از نظر فقه هست که چون مربوط به غرض تفسیرى ما نیست ایراد نمى شود. و در اینجا نیز بحثى از نظر حقوق و اینکه خمس چه اثرى در مجتمع اسلامى داشته و دارد باید شود که - ان شاء الله - در ضمن گفتار در پیرامون زکات ایراد مى گردد.
باقى مى ماند بحث در اینکه روایات داشت : خداى سبحان غرضش از تشریع خمس احترام اهل بیت رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) و دودمان او بوده و خواسته است تا محترم تر از آن باشند که چرک اموال مردم را بگیرند. و ظاهر این روایات این است که نکته مذکور را از آیه زکات که خطاب به پیغمبرش مى فرماید: (( خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها و صل علیهم ان صلوتک سکن لهم )) گرفته شده باشد، چون تطهیر و تزکیه (پاکیزه کردن ) همیشه در چیرهایى است که چرک و آلودگى و مانند آن داشته باشند، و گر نه اگر این معنا در آیه زکات نبود و از آنجا گرفته نمى شد در خود آیه خمس چنین معنایى وجود ندارد تا بگوییم از خود آیه گرفته شده است .



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 9  صفحه : 138
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست