responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 9  صفحه : 119
(( ما انزلنا على عبدنا یوم الفرقان )) - ظاهر این است که منظور از (( ما انزلنا )) قرآن است ، به قرینه اینکه انزال آن را اختصاص به رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) داده ، و اگر منظور از آن ملائکه نازله در جنگ بدر بود جا داشت اولا بجاى (( ما انزلنا )) بفرماید (( من انزلنا )) و یا تعبیر دیگرى که این معنا را برساند، و ثانیا بجاى (( على عبدنا )) بفرماید: (( علیکم )) زیرا همانطور که ملائکه در آن روز براى یارى رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرستاده شده بودند همچنین مؤ منین ملازمین رکاب آن حضرت را هم یارى کردند، همچنانکه آیه (( فاستجاب لکم انى ممدکم بالف من الملائکه مردفین )) و آیه (( اذ یوحى ربک الى الملائکه انى معکم فثبتوا الذین آمنوا )) بر آن دلالت دارند، و نظیر آن دو در معنا، آیه (( اذ تقول للمؤ منین الن یکفیکم ان یمدکم ربکم بثلاثه آلاف من الملائکه منزلین ، بلى ان تصبروا و تتقوا و یاتوکم من فورهم هذا یمددکم ربکم بخمسه آلاف من الملائکه مسومین )) مى باشد.
و در التفات از غیبت به تکلم که در جمله (( ان کنتم آمنتم بالله و ما انزلنا على عبدنا )) بکار رفته اشاره است به بسط لطف الهى بر رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) و ممتاز شدنش به قرب خدا، و این اشاره بر کسى پوشیده نیست .
و از دقت در بحثى که در اول سوره در ذیل آیه (( یسئلونک عن الانفال قل الانفال لله و الرسول ... )) گذشت به دست مى آید که منظور از جمله (( و ما انزلنا على عبدنا یوم الفرقان )) حلیت تصرف در غنیمت است که در آخر سوره در ضمن سیاق آیاتى در باره آن فرمود: (( فکلوا مما غنمتم حلالا طیبا )) .
و منظور از یوم الفرقان روز بدر است به شهادت اینکه دنبالش فرمود: (( یوم التقى الجمعان )) ، زیرا آن روزى که خداوند حق و باطل را روبروى هم قرار داد و آن دو را از هم جدا کرد و به تصرف خود حق را احقاق و با یارى نکردنش از باطل آن را ابطال نمود همان روز بدر بود. و جمله (( و الله على کل شى ء قدیر )) به منزله تعلیل است براى جمله (( یوم الفرقان )) نظر به دلالتى که دارد بر اینکه خداوند حق را از باطل جدا کرد، مثل اینکه گفته شده باشد: خدا بر هر چیزى قادر است ، و به همین دلیل مى تواند حق و باطل را از هم جدا سازد.

ترجمه تفسیر المیزان جلد 9 صفحه .12
بنابراین ، معناى آیه - و خدا داناتر است - این مى شود: بدانید که آنچه شما غنیمت مى برید هر چه باشد یک پنجم آن از آن خدا و رسول و خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و ابن السبیل است و آن را به اهلش ‌ برگردانید اگر به خدا و به آنچه که بر بنده اش محمد (صلى الله علیه و آله ) در جنگ بدر نازل کرده ایمان دارید و در روز بدر این معنا را نازل کرده بود که ان فال و غنیمت هاى جنگى از آن خدا و رسول او است ، و احدى را در آن سهمى نیست ، و اینک همان خدایى که امروز تصرف در چهار سهم آن را بر شما حلال و مباح گردانیده دستورتان مى دهد که یک سهم آن را به اهلش برگردانید.
و از ظاهر آیه برمى آید که تشریع در آن مانند سایر تشریعات قرآنى ابدى و دائمى است ، و نیز استفاده مى شود که حکم مورد نظر آیه مربوط به هر چیزى است که غنیمت شمرده شود، هر چند غنیمت جنگى ماخوذ از کفار نباشد، مانند استفاده هاى کسبى و مرواریدهایى که با غوص از دریا گرفته مى شود و کشتى رانى و استخراج معادن و گنج ، آرى ، گو اینکه مورد نزول آیه غنیمت جنگى است ، و لیکن مورد مخصص نیست .
و همچنین از ظاهر مصارفى که برشم رده و فرموده : (( لله خمسه و للرسول و لذى القربى و الیتامى و المساکین و ابن السبیل )) برمى آید که مصارف خمس منحصر در آنها است ، و براى هر یک از آنها سهمى است ، به این معنا که هر کدام مستقل در گرفتن سهم خود مى باشند، همچنانکه نظیر آن از آیه زکات استفاده مى شود، نه اینکه منظور از ذکر مصارف از قبیل ذکر مثال باشد.
هر یک از این مطالب که گفتیم از ظاهر آیه استفاده مى شود شکى نیست در اینکه از آیه به ذهن تبادر مى کند، و بر طبق آن روایاتى هم از طریق شیعه و ائمه اهل بیت (علیهم السلام ) وارد شده . و لیکن مفسرین اهل سنت درباره آن و اینکه تفسیر آیه چیست اختلاف کرده اند، و ما - ان شاء الله - به زودى در بحث روایتى آینده متعرض اقوال آنان مى شویم .
یاد آورى امدادهاى غیبى الهى در جنگ بدر که موجب پیروزى مسلمین گردید
إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْیَا وَ هُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصوَى وَ الرَّکب أَسفَلَ مِنکمْ وَ لَوْ تَوَاعَدتُّمْ لاخْتَلَفْتُمْ فى الْمِیعَدِ وَ لَکِن لِّیَقْضىَ اللَّهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً ...
کلمه (( عدوه )) - به ضم عین ، و گاهى به کسر آن - به معناى طرف بلند بیابان است ، و (( دنیا )) مونث (( ادنى )) است همچنانکه (( قصوى )) که گاهى آن را (( قصیا )) هم مى گویند مونث (( اقصى )) است ؛ و منظور از (( رکب )) بطورى که گفته شده آن قافله مال التجاره اى بود که ابو سفیان سرپرستیش را بر عهده داشته است .



نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 9  صفحه : 119
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست