responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 4  صفحه : 515
که مى خواهد مردم را به سوى گناهان بکشاند و به منظور باب توبه را به روى آنان باز مى گذارد که بدون دلهره گناه کنند، همچنین در آیه مورد بحث چنین منظورى ندارد، بلکه اینگونه خطابها مایه زنده شدن دلهاى نومید و مرده است .

تکرار گناهان صغیره و اصرار بر آنها از بزرگترین کبائر است
از اینجا مطلب دیگرى نیز به دست مى آید، و آن این است که آیه شریفه مانع از شناختن کبایر نیست و نمى خواهد بفرماید: چون شما که کبایر را نمى شناسید بناچار باید از همه گناهان اجتناب کنید، تا دچار کبایر نشوید، زیرا چنین معنایى از آیه شریفه بعید است بلکه آنچه از آن استفاده مى شود همانطور که گفتیم این است مخاطبین به آیه ، گناهان کبیره را مى شناختند، و از لحن دلیلى که از آن نهى کرده آن را تشخیص ‌ مى دادند، و مى فهمیدند گناهى که اینطور شدید از آن نهى شده ، هلاکت آور است ، و لااقل اگر آن معنا از آیه استفاده نشود، مقدار هست که مى خواهد (در ضمن نهى از ارتکاب کبایر) دعوت کند به شناسائى آن ، تا مردم مکلف درباره پرهیز از آن اهتمام کامل بورزند، البته نسبت به غیر آن نیز سهل انگارى نکنند چون گفتیم سهل انگارى درباره گناهان هر قدر هم که آن گناه صغیره باشد خود یکى از گناهان کبیره هلاکت آور است .
توضیح این که انسان وقتى گناهان کبیره را شناخت ، و آنها را تشخیص ‌ داد، مى داند آنها محرماتى هستند که هرگز از ناحیه خداى تعالى به صرف تکفیر مورد اغماض واقع نمى شوند، مگر آنکه مرتکب آنها توبه نصوح بکند، و بطور قاطع از ارتکاب آنها پشیمان شود، و همین علم خود یکى از موجبات بیدارى آدمى ، و انصرافش از ارتکاب آنها مى شود.
پس کسى نمى تواند به دلخوشى از این که اجتناب از کبایر، گناهان صغیره را محو مى کند همچنان مرتکب گناه صغیره بشود. و اما شفاعت هر چند که حق است ، الا این که در سابق که مباحثى پیرامون آن داشتیم ، در بعضى از آنها خاطرنشان کردیم که شفاعت به حال آنهائى که درباره تکالیف الهى سهل انگارى مى کنند، و مثلا توبه و ندامت را استهزا نموده و به امید شفاعت همچنان به ارتکاب گناه ادامه مى دهند هیچ سودى ندارد چون چنین کسى با بى اعتنائیش به امر خداى سبحان ، مرتکب بزرگترین و هلاک آورترین کبایر شده ، و دیگر راهى براى شفاعت باقى نگذاشته است .

کبیره بودن گناه از شدت نهى از آن فهمیده مى شود
و از همین جا مطلب قبلى ما خوب روشن مى شود، که گفتیم : بزرگى معصیت از شدت نهى از آن ، فهمیده مى شود، اگر در نهى اصرار شده باشد، و یا بشدت صادر شده باشد، مى فهمیم این گناه کبیره است .
از آنچه تاکنون گفتیم شما خوانندگان عزیز مى توانید به مقدار ارزش ‌ حرفهایى که در تفسیر این آیه زده اند پى ببرید اینک از آن سخنان چند وجه زیر را مى آوریم .


نام کتاب : ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی    جلد : 4  صفحه : 515
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست