responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : صحیفه نور نویسنده : خمینی، روح الله    جلد : 8  صفحه : 62

شعاع آمال و آرزوها و شهوات انسان نامحدود است‌

حیوانات حدود شعاع فعالیتشان خیلى محدود است و حدود تجاوز و تعدیشان هم محدود است، یک طعمه‌اى گیر مى‌آورد و مى‌خورد و دیگر ذخیره نمى‌کند الا بعضى‌شان و همان وقتى که سیر شد مى‌رود سراغ کارش مى‌خوابد. انسان یعنى این حیوانى که حالا نرسیده به حد انسانیت، این حیوان، این قسم از حیوان که ما اسمش را انسان مى‌گذاریم براى اینکه بعدها ممکن است انسان بشود، این هیچ حدى ندارد، نه در شهوت حد دارد و نه در آمال و آرزوهائى که باید باشد حد دارد. شما اگر فرض کنید براى یک انسانى، یکى از همین‌ها، ابتدائاً خودش خیال مى‌کند که من اگر یک خانه خوبى داشتم بس بود. وقتى به خانه مى‌رسد مى‌بیند بس نیست، خوب یک باغى هم پهلوى آن خانه بود بس بود، به باغ رسید مى‌بیند بس نیست، یک مزرعه‌اى داشتیم، خوب، بد نبود. به مزرعه هم مى‌رسد، یک دهکده خوب بود داشته باشیم، به آن مى‌رسد. هر چه بالا مى‌رود زیادتر مى‌شود، ابتدائاً یک چیز مختصرى مى‌خواست، هر چه بالاتر رفت، زیادتر مى‌شود، طمعش زیادتر مى‌شود، آرزویش زیادتر مى‌شود. اینهائى که یک مملکت دارند، مى‌بینید که مى‌روند دنبال یک مملکت دیگر، مملکت‌گیرى مى‌کنند. اگر همه ممالک دنیا را یک انسانى بگیرد، آنوقت به فکر مى‌افتد برود کره ماه، برود آنجا را هم بگیرد، بعد به فکر مى‌افتد برود کره مریخ، آنجا را هم بگیرد، بعد مى‌رود سراغ جاهاى دیگر. آخر ندارد، این یک موجودى است که خدا اینطور خلقش کرده است که در حد حیوانیت، یعنى همان‌هائى که حیوان مى‌خواست این زیادترش را دارد، حدود هم ندارد. حیوانات در یک وقت خاصى شهوت دارند، در وقتى که وقت حمله است، وقتى است که مى‌خواهند تولید مثل بکنند، در ما بقیش آنطورها نیستند. انسان اینجور نیست، انسان شهوتش هم حد ندارد، نه حدود دارد و نه یک طور خاصى که غیر از آنطورى که انبیا آمده‌اند محدودش کردند به حدودى، انسان هیچ این حرف‌ها ندارد، با آن بهترین محارمش هم فرق نمى‌کند پیشش با او، دخترش با اجنبى فرقى ندارد پیش او. یک همچو حیوانى است، در هر چیز نامحدود است. شما یک موجود نامحدود هستید. اگر این نامحدودى در طرف حیوانیت صرف شد، یک حیوان نامحدود، یک حیوانى که با سایر حیوانات فرق دارد، حیوانات دیگر شهواتشان محدود است، آمالشان محدود است، این انسان نامحدود است، اگر به همین حال حیوانیت باشد و دنبال همین کارهاى حیوانى، دنبال همین شهوات، دنبال همین آمال و آرزوهاى حیوانى که همه این آمال و آرزوهائى که مربوط به طبیعت است، تمام آمال و آرزوهائى که مربوط به امور طبیعى است، حیوانى است، اگر به این حد باقى بماند این تا آخر حیوان است، اینجا صورتش، صورت انسان است وقتى این پرده برگشت و آن عالم پیدا شد، صورتش هم یک صورت دیگر مى‌شود. همچو نیست که به صورت انسانیت آنجا محشور بشود، اگر انسان اینجا شد، آنجا انسان است، اگر کسى در اینجا توانست خودش را انسان بکند، آنجا که برود، آنجا انسانیتش به طور کمال و آنطورى که چشم‌هاى این عالم نمى‌تواند او را ببیند، به طور کمال در آنجا تحقق پیدا مى‌کند و اگر چنانچه نتواند این کار را بکند، مهار را رها کند، خوب بسیارى هستند که مهار ندارند، رها هستند، آزادند، این آزادیى که غربى‌ها



نام کتاب : صحیفه نور نویسنده : خمینی، روح الله    جلد : 8  صفحه : 62
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست